Monday, August 13, 2007

...

با دو ساعت تمام اشك ريختن زير دوش هم اين بغض هست هنوز
بيشتر از اين ديگه راه نداره . نمي خوام با چشماي ورم كرده فردا كسي منو ببينه و بپرسن چته ؟ چت بوده ؟ اصلا چت ميشه ؟
خدايا كاري كن اون چهره ي خونسرد و جدي هميشگي سر جاش بمونه فردا . وقتي مجتبا يا سعيده رو مي بينم نزنم زير گريه
كاري كن بازم مثل هميشه بشينم راجع به فلان رمان حرف بزنم يا ..يا چي ؟
تو سينه م قلبم داره يخ مي زنه
اون وقتش تو سرم كوره روشن كردن

1 comments:

Azin said...

هاها.. آدم فک می کنه زیر دوش اگه اشکی بشه، چیزیش نمیشه..
با آب خنک صورتت رو بشور و طاقباز زیر کولر بخواب..